صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

397

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

سپس ابو العاص مسلمان شد و به مدينه مهاجرت كرد و پيامبر ، زينب را - پس از سه سال و اندى - با همان نكاح اول به او داد كه در حديث وارد است ؛ « 1 » و هنوز آيهء تحريم نكاح زنان مسلمان براى كافر نازل نشده بود . اما اين كه : با نكاح مجدد و يا پس از شش سال زينب ، نزد ابو العاص رفته است از جهت معنا و سند ، صحيح به نظر نمىآيد . « 2 » شگفت اين كه برخى گويند : ابو العاص در اواخر سال هشتم ه . و كمى پيش از فتح مكه مسلمان شده است و سپس اين سخن خود را ناديده مىگيرند و مىگويند : زينب در اوايل سال هشتم ه . فوت كرده است . ما در اين باب ، در شرح بلوغ المرام به طور مبسوط ، سخن گفته‌ايم . نظر موسى پسر عقبه آن است كه : اين رويداد در سال هفتم ه . به وقوع پيوسته ؛ هر چند با هيچ كدام از دو نظر فوق مطابقت ندارد . ( 1 ) 6 - باز سريهء زيد به « طرف » يا « طرق » ، در ماه جمادى الآخر سال ششم ه . زيد با پانزده تن به طرف بنى ثعلبه حركت مىكند . آنان از بيم اين كه پيامبر مىآيد ، فرار مىكنند و مسلمانان غنايمى به دست مىآورند و پس از چهار روز به مدينه بازمىگردند . ( 2 ) 7 - سريهء زيد به « وادى القرى » در رجب همان سال . وى با دوازده نفر براى زير نظر گرفتن حركات دشمن به آنجا مىرود ؛ اما ساكنان آن محل به اين مسلمانان هجوم مىآورند و نه نفر را به قتل مىرسانند و زيد و دو نفر ديگر فرار مىكنند . « 3 » ( 3 ) 8 - سريهء خبط « 4 » ، در ماه رجب سال هشتم ه . اتفاق افتاد . اما ظاهر و سياق سريه نشان مىدهد كه پيش از حديبيه بوده است ، چون پس از صلح حديبيه ، مسلمانان متعرض كاروان قريش نمىشدند . جابر مىگويد : پيامبر ، ما را كه سيصد سوار بوديم به فرماندهى ابو عبيدهء جراح مأموريت داد كه در راه كاروان قريش كمين كنيم . گرسنگى برايمان فشار آورد كه ناچار برگ درختان را مىخورديم و به همين مناسبت ، اين سريه به « جيش الخبط » شهرت يافت . مردى سه بار و هر بار سه شتر را ذبح كرد و از گوشت آنها خورديم . سرانجام ابو عبيده ، او را از ذبح شتران

--> ( 1 ) - سنن ابو داود . . . ( 2 ) - تحفة الاحوذى . . . ( 3 ) - رحمة للعالمين / زاد المعاد / حواشى تلقيح فهوم اهل الاثر . ( 4 ) - خبط : برگ درخت .